۱۳۸۷ بهمن ۱۴, دوشنبه

بودن تا شدن

تقریبا همه حالات ، صفات و عادات انسان نتیجه و محصول است و لذا برای نیل به آنها نیاز به فراهم آوری مقدمات و علل است ، یعنی شجات ، اعتماد به نفس ، مهربانی ، پاکدامنی ، جدیت ، سحر خیزی ، بصیرت و هزاران کیفیت دیگر محصول هستند و نمی توان بدون فراهم آوری اسباب به آنها رسید که این اشتباه اغلب آدمیان است که می خواهند چیزی باشند که نیستند و از راه وارونه حرکت می کنند به قولی سرنا را از ته گشاد می زنند ، بایستی مقدمات بودن را در تو بنا می نهادند (تربیت ) یا خود همت بر تربیت خود بر بندی . وسلام

در ماهیگیری لحظه ای که ماهی به قلابت می افتد اوج لذت است بعد از آن ماهی بدل به یک لاشه کنار ساحل می شود ، لذت واقعی در لحظه تسخیر است ، مالکیت یک لذت دیگر محور است و این است که کسی از داشتن و تملک اغنا نمی شود . من آن لحظه کوتاه غلبه را می خواهم نه عمری تملک را.

۱۳۸۷ بهمن ۱۱, جمعه

بعد از مدت ها

وقتی کودک سه ساله از فقر پدر می تبد و می میرد

وقتی جنگ و فقر و قدرت می کشد

وقتی زلزله ها هزاران انسان را می بلعند

وقتی وقتی وقتی

من نمی فهمم من نمی دانم من

اخلاق

اصول اخلاقی

با چه پشتوانه ای

شرافت

آیا انسان دارای عزت است؟

و اگر انسان عزتی نداشته باشد با حیوان چه فرق دارد؟

من دارمش یا نه؟

ترس این کرامت را می کشد و نحقیر و

محبتی بدون قید و شرط و مسئولیت

با خودت حال می کنی یا نه؟خوب کار می کنی؟خوب تفریح می کنی؟خوب می خوری ؟خوب می خوابی ؟خوب ....؟

صبر ، به گمونم شدیدا بهش نیاز دارم.


این روزها من لاست می بینم ،شما چطور؟


چند شب پیش به سالن نیمه تاریک خونمون نگاه می کردم عجیب یادم به خودم افتاد که وجودم چقدر برام نیمه تاریک است و چقدر خودم را تاریک می بینم.

دوازدهم بهمن ماه هشتادو هفت

۱۳۸۷ آذر ۱۳, چهارشنبه

اینجا ایران است

اینجا یک کشور بلوغ نیافته است ، اینجا من امنیت روانی ندارم ، اینجا من امنیت اعتقادی ندارم ،اینجا من امنیت شغلی ندارم ،نکنه اینجا هیچی نداشته باشم؟!انسانی بدون موضع بودن ، عروسک بودن !!!!
امنیت اصلی ترین شرط زندگی است ،زندگی با ترس یعنی مرگ مدام و مدام.

۱۳۸۷ آذر ۱۰, یکشنبه

عمل

این فیلم دیدن ها و کتاب خواندن ها اگر منجر به عمل نشوند چه فایده ای دارند ، جز اینکه بارت را سنگین تر کنند.دانستن اندک و عمل کامل به همین دانسته ها شاید بهتر باشد.

۱۳۸۷ آبان ۲۵, شنبه

خواسته

می خواهم اهل تلاش باشی و پشتکار
می خواهم تا می توانی راه های لذت بردن از زندگی را بیاموزی
می خواهم احساس کنی بی هراس از قضاوت
می خواهم "ببری بدون اینکه احساس خدا بودن کنی و ببازی بی آنکه احساس فلاکت زده بودن کنی"
می خواهم مسئولیت پذیر باشی
می خواهم خودت را قبول داشته باشی
می خواهم بر ضعف و توانایی هایت اشراف داشته باشی.

و آرزو می کنم دوستان بدرد بخوری پیدا کنی

۱۳۸۷ آبان ۱۸, شنبه

محیط

چقدر محیطی که در آن زندگی می کنیم بر منش و رفتار ما تاثیر می گذارد؟

مسلما من اگر در جایی غیر از اینجا زندگی می کردم ، به گونه ای دیگر بودم.آیا با پیشرفت ارتباطات –رسانه ای و حمل ونقلی –اثر محیط کم می شود؟من با اینترنت زندگی جدیدی تجربه می کنم.

من در صلح با خویشتنم

من خود را پذیرفته ام و این اوج است ، و اکنون با لذت از بودنم زندگی می کنم ،

نمی هراسم نه از تائید نه از تشویق نه از انکار .من در صلح با خویشتنم . صلحی پس از جنگی بزرگ و اینک بازسازی !بهتر از پیش .صلح قبل از جنگ، نه! آرامش بعد از طوفانم.