زندگی چیز بی ارزشی است ،ما با ارزش ترین چیزی است که داریم.
10/9/88
۱۳۸۸ آذر ۹, دوشنبه
۱۳۸۸ آبان ۲۷, چهارشنبه
۱۳۸۸ مهر ۲۶, یکشنبه
باز هم خدا
در یک جامعه مذهبی نما بزرگ شدن مانع بزرگ شناخت است. در این جامعه و جو حاکم بر آن تعاریفی از خدا و حقیقت می شود و این تعاریف از کودکی یعنی زمانی که حق انتخابی نداری در ذهنت رسوخ می کند و با تو می ماند وحتی اگر بعد ها بخواهی کنارشان بگذاری همیشه ردی عمیق از خود بجا می گذارند.
خدا من این خدای که اینان می گویند نمی تواند باشد .اما تعریف خدای آنها ذهن مرا راحت نمی گذارد و مدام مرا می آزارد.
کاش می شد پاک شد و از ابتدا شناخت و جستجو کرد .
در اوج تنهایی گاهی هوای خدا به سرم می زند و هوای عشق بازی و افسوس که خدا آموخته شده ام را بیاد می آورم و همه چیز پوف!
من تنهایم و این نه از آن تنهایی است که با بودن کسی پر شود .انسان تنها است و می خواهد که این تنهایی را پر کند و اما خدای موجود قابلیت پر کردن این تنهایی را ندارد.کاش باور دینی رسمی و آموزشی وجود نداشت و هر کسی خدای خود را می آفرید و آنگاه می پرستید.
خدا بر ای من در مرکز ترازوی است که کفه انکار آن اندکی بر کفه اثبات آن می چربد.
27/مهر /88
خدا من این خدای که اینان می گویند نمی تواند باشد .اما تعریف خدای آنها ذهن مرا راحت نمی گذارد و مدام مرا می آزارد.
کاش می شد پاک شد و از ابتدا شناخت و جستجو کرد .
در اوج تنهایی گاهی هوای خدا به سرم می زند و هوای عشق بازی و افسوس که خدا آموخته شده ام را بیاد می آورم و همه چیز پوف!
من تنهایم و این نه از آن تنهایی است که با بودن کسی پر شود .انسان تنها است و می خواهد که این تنهایی را پر کند و اما خدای موجود قابلیت پر کردن این تنهایی را ندارد.کاش باور دینی رسمی و آموزشی وجود نداشت و هر کسی خدای خود را می آفرید و آنگاه می پرستید.
خدا بر ای من در مرکز ترازوی است که کفه انکار آن اندکی بر کفه اثبات آن می چربد.
27/مهر /88
۱۳۸۸ مهر ۲۰, دوشنبه
تولدت مبارک عرفان
امروز بیستم مهر 88 است تولد عرفان عزیز ، بابایی تولدت مبارک .
حرف خاصی ندارم. دیروز ماهان از پله ها افتاد بردیمش بیمارستان نمازی ، روز خوبی نبود ، خیر گذشت.
.شما ها همه چیز بابایی هستید . شما ها خوبید ، باور کنید خوبید .باور.
حرف خاصی ندارم. دیروز ماهان از پله ها افتاد بردیمش بیمارستان نمازی ، روز خوبی نبود ، خیر گذشت.
.شما ها همه چیز بابایی هستید . شما ها خوبید ، باور کنید خوبید .باور.
۱۳۸۸ شهریور ۱۸, چهارشنبه
بهتر بودن
انسان به واسطه غریزه اش در پی دو امر کلی است 1-امنیت 2-لذت
او وقتی در کودکی امنیت ندارد و نیز مجال لذت به او داده نمی شود جای این دو به بهتر بودن ، غالب بودن و برتر بودن رو می آورد و این در تمام عمر با او باقی می ماند و حتی زمانی که عقل تکامل را جایگزین لذت و امنیت می کند باز هم این تکامل را برای برتری می خواهد.
تفاخر و تظاهر جایگزین ، آرامش و حظ می شود .اخلاق وسیله ای در خدمت بالاتر بودن می شود بجای اینکه به لذت ها عمق بدهد.
اپیکوریسم چه فلسفه نابی و ایده آلیسم چه رنجی.
شدن زجری بی پایان و بودن عیشی مدام.
به دست می آورد ، می گیرد ، می خرد و می راند تنها برای بهتر بودن و غلبه بر دیگران ، چه دیگران واقعی چه واهی .
قناعت ( به ضروریات اکتفا کردن) و پذیرای خود بودن،شاید راه خروج از بازی بهتر بودن است.
چهار شنبه 11/6/88
او وقتی در کودکی امنیت ندارد و نیز مجال لذت به او داده نمی شود جای این دو به بهتر بودن ، غالب بودن و برتر بودن رو می آورد و این در تمام عمر با او باقی می ماند و حتی زمانی که عقل تکامل را جایگزین لذت و امنیت می کند باز هم این تکامل را برای برتری می خواهد.
تفاخر و تظاهر جایگزین ، آرامش و حظ می شود .اخلاق وسیله ای در خدمت بالاتر بودن می شود بجای اینکه به لذت ها عمق بدهد.
اپیکوریسم چه فلسفه نابی و ایده آلیسم چه رنجی.
شدن زجری بی پایان و بودن عیشی مدام.
به دست می آورد ، می گیرد ، می خرد و می راند تنها برای بهتر بودن و غلبه بر دیگران ، چه دیگران واقعی چه واهی .
قناعت ( به ضروریات اکتفا کردن) و پذیرای خود بودن،شاید راه خروج از بازی بهتر بودن است.
چهار شنبه 11/6/88
۱۳۸۸ مرداد ۲۱, چهارشنبه
به عنوان یک سن بالا تر
بعنوان کسی که سنش بیشتر است ،نه بزرگتر نه عاقل تر و نه هر چیز دیگری ،بایستی تجربه کرد و آموخت ،خواند و آموخت ،دید و آموخت ، زندگی کرد و آموخت.
سفر کن و جا ها و اشخاص گوناگون را ببین،کتاب بخوان و در زندگی دیگران شریک شو ،فیلم ببین و در دیده های دیگران سهیم شو .بفهم و از انسانی مقلد و محصور در زمان و مکان خود را رها کن ،دین جغرافیایی بدترین نوع حماقت است حال هر چه می خواهد باشد،خدای جغرافیایی ،خدا نیست آفریده اذهان بیمار و ترسان گذشتگان است.آگاه شو ، از خودت و دنیایت .زندگی چیز های زیادی برای فهمیدن دارد. به اشتباهاتت اعتراف کن و ضعف هایت را ببین ، اولین گام ایمان به نادانستگیت است ، وای که چقدر چیز برای دانستن وجود دارد،وای.
سفر کن و جا ها و اشخاص گوناگون را ببین،کتاب بخوان و در زندگی دیگران شریک شو ،فیلم ببین و در دیده های دیگران سهیم شو .بفهم و از انسانی مقلد و محصور در زمان و مکان خود را رها کن ،دین جغرافیایی بدترین نوع حماقت است حال هر چه می خواهد باشد،خدای جغرافیایی ،خدا نیست آفریده اذهان بیمار و ترسان گذشتگان است.آگاه شو ، از خودت و دنیایت .زندگی چیز های زیادی برای فهمیدن دارد. به اشتباهاتت اعتراف کن و ضعف هایت را ببین ، اولین گام ایمان به نادانستگیت است ، وای که چقدر چیز برای دانستن وجود دارد،وای.
۱۳۸۸ تیر ۲۳, سهشنبه
روح زمانه
کتاب اراده به دانستن میشل فوکو را می خوانم ،او از گفتمان و فرهنگ و عرف و ... حاکم بر قرن هفده و نوزده سخن می گوید و من به این می اندیشم تا چه اندازه گرفتار در زمان و مکان هستیم آیا تمامی اعتقادات و افکار ما بر گرفته از دو عامل زمان و مکان نیستند یا دستکم تاثیر بسیاری نمی پذیرند . و چه سخت است از روح زمانه آزاد شدن و چه خوب.
اشتراک در:
پستها (Atom)