مطلبی از وبلاگ "مثبت من"
انکار رنج
يونگ : بادبادك را ميتوان نخ داد تا خيلي بالا برود، مشروط برآنكه پاها روي زمين باشند!( ميبايست واقعبين بود)
هرگونه اعتيادي حاصل پنهان كردن رنج است. اين اعتياد فقط شامل وابستگي به دود و مواد نيست، زياد كار كردن، زياد تلفن زدن، زياد خوردن و هر كاري را به افراط انجام دادن و حتي گاه پناه آوردن به فضاهاي خاصي مثل اينترنت، براي فرار از روبرو شدن با واقعيت است.
رنج را بايد ديد و ريشهاش را يافت. گاهي رنجي كه برده ميشود يك جانبهاست اما گاه دوجانبه و بدتر از همه چند جانبه، ايجاد رنج ميشود كه البته به قول يونگ هر دوي ماجرا در تعامل، نقش دارند و متاسفانه ما در خوشبينانه ترين حالت، بيان رنج و راه حلي براي رفع مشكل پيدا و مكالمه نميكنيم و براي فرارش به اعتياد رو ميآوريم و در بدترين حالت عامل رنج را بيروني احساس ميكنيم و به واكنش پرخاشي، فحاشي و حتي ضرب و شتم ميپردازيم!
حالا تشخيص رنج ديدگي خود داستانها دارد چون انسانهايي هستند كه خود را هميشه قرباني و ستم ديده و رنج كشيده ميدانند، قربانياني( به زعم خود البته) كه ميتوانند بسيار خطرناك باشند چرا كه كمپلكس انرژيهاي منفي و بدبينياند و هرگز باور نميكنند خود در اين رنج كشيدن سهيم و چه بسا عامل اصليش بودهاند!
پس بهترين راه براي اينكه چنين اتفاقهاي ناگواري نيافتد بالا بردن سطح نگاه و آگاهي و عميق شدن به اعماليست كه بيشترش را خودمان مرتكب شدهايم و مرحله بعد، عدم كتمان درد است و اين به معناي جار زدن و مظلوم نمايي جلوي اين و آن نيست كه از بدترين بازيها در حوضهي غير صميميست كه متاسفانه اغلب ما از اين افراد بازي ميخوريم، بلكه به معناي ديدن رنج و در مرحله اول پذيرش و كنارآمدن با آن و در مرحله بعدي رفع مشكل است كه البته گاهي اوقات از زمان رفع مشكل ديگر گذشته و فرد ميبايست مراقب باشد كه ديگر در موارد مشابه ضربه نخورد و يا ضربه نزند!
شاملو جملهاي دارد كه پيشتر براي اشاره به بخش سايه(شدو) آورده بودماش ولي به نظر ميآيد براي اين مورد هم ميتوان از خواندنش لذت برد كه :
ابلها مردا عدوي تو نيستم من، كه انكار توام!
پ.ن : از خشكي نوشته و دلچسب نبودنش، فکر کنم کاملا واضحه که در فضای اعتیادي نوشتن در وبلاگ، مرتکبِ پنهان رنجی شده ام که خود عامل تکرار و نادیده گرفتن آن رنجم نه؟؟؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر